آق داشلار یولَه دوشدو
چَرقَدیم سُویا دوشدو
اَگیلدیم گتیر ماقا،
بیردسته ایلان چیخده،
ایلانو وُردوم یِره ،
یِر مَنه شراب ورده،
شرابو وردیم خانا،
خان اوزونو پیچاقلادو،
مننه قیزین قوجاقلادوم...!
ترجمه:
سنگ های سفید به راه افتادند،
وچارقد من به آب افتاد،
خم شدم که بردارم،
یک دسته مار بیرون آمد ،
مارهارابه زمین زدم،
زمین به من شراب داد،
شراب را به خان دادم ،
خان( شراب راخورد) خودرا کُشت،
ومن دخترش را درآغوش کشیدم.
برچسب: شعر عامیانه,شعر عامیانه عاشقانه,شعر عامیانه کودکانه,شعر عامیانه عروسی,شعر عامیانه امام رضا,شعر عامیانه طنز,شعر عامیانه چیست,شعر عامیانه و نمایش,شعر عاميانه,دانلود شعر عامیانه,
نویسنده: آناهیتا موسوی