صـدای جغـد: مـــردم شنیـده شـدن صــدای جغـد را، نحس و شـوم میـداننــد و اعتقــاد دارنـد این صــدا، پیــام آور اتّفـاقـات نـاگــواری است .
صـدای قـارقـار کـلاغ: وقتـی کـلاغی بر بـام کسی بنشیـند و قـارقـار کنــد، اهـل منــزل می گــوینـــد: آقـا کـلاغه خیـر خبـر بـاشی کـی داره میــاد؟ . . . و اعتقـاد دارنــد که مهمــان عــزیـزی بـرایشــان از راه خـواهــد رســید .اگــر در فصـل زمسـتان بـاشــد، قـارقـار کـلاغ را نشـان از بـارش بـرف در روزهـــای آینــده میـداننـــد .
دیــدن خـرگــوش ]: دیـدن خـرگــوش [خصـوصـاً اگــر پیشـانـی سفیــد بـاشــد] در صــبح زود را نحس و شــوم می داننـــد .
صـورت شسـتن گــربه ]: وقتـی گــربه صـورتش را مـی شـویــد، مـــردم معتقــدنــد که بـرایشــان مهمــان مـی آیــد . ( البـتّه اینـکه گـــربه رو به کـــدام سمت ایسـتاده بـاشــد، نیـــز مهــمّ است زیــرا مهمــان هــم از آن حـوالـی خـواهـــد آمـــد ) .
کفش ]: وقتـی که کفشهـایمــان را در مـی آوریـم، گـاهـی اوقـات لنگه ای سـوار بـر لنگۀ دیگــر میشــود؛ مـــردم معتـقــدنــد که این نشــان از آن دارد که: صــاحب کفش به سفــر (مســافــرت) خـواهــد رفت .
چـای ]: قــرار گــرفتن سلف (تفـالۀ) چـای را در روی سطـح استـکان چـای، نشـانۀ آمـدن مهمــان میـداننـد .
برچسب: باورهای عامیانه در شعر فارسی,باورهای عامیانه در دیوان خاقانی,باورهای عامیانه در شاهنامه,باورهای عامیانه در ادب فارسی,باورهای عامیانه در شعر صائب,باورهای عامیانه در مرزبان نامه,باورهای عامیانه در ایران,باورهای عامیانه در مثنوی,باورهای عامیانه در خاقانی,باورهای عامیانه در انوری,
نویسنده: آناهیتا موسوی