از جوانی قره نی یا همان میزقان را در مراسم تعزیه می زد. تکرار و تمرین و انگیزه و هدف الهی باعث مهارت و یاد گیری خودبخودی وی شده بود .وی برای هرنقش تعزیه ، خودش خود جوش آهنگ مخصوص آن را می زد. مثل آهنگ جنگ و آهنگ عزا و آهنگ نوحه خوانی .هر آهنگ با لحن صدای هر نوع خواننده ترک فارس وغیره خدا دادی بلد بود .تعریف می کنند در اواخر عمرش دیگر نفس یاریش نمی کرد در تعزیه آهنگ بزند؛ به خاطر علاقه زیادی که به تعزیه امام حسین ع داشت در بالکن خانه ،صدای تعزیه را گوش می کرد وکج دار مریض آهنگ آن نقش تعزیه خوان را می زد. روحش شاد. پدر وی مرحوم بیرامعلی نیز باغ بان قلعه بود. وی آن زمان سواد قرآن داشت.
خانه موسی مرادی در کنار خانه مرحوم احمد بود. موسی مرادی با اون شلوار همیشه اتوکرده وسیگار همیشه بر لبش در همسایگی ما جلب توجه می کرد.پدرش مرحوم محمد علی که همیشه می دیدم با عصا و عینک ته استکانی خود روبروی کوچه تنگشون در کنار خانه آقا دایو (آقامعلی لطفی)نشسته و گذر عمر را تماشا می کرد. محمدعلی پدر موسی برادر بیرامعلی فوق الذکر، دهبان بود.بقول قدیمیها پاکار بود. چنان صدای اکویی داشت از بالاپشت مردم را دعوت می کرد به لایروبی قنات ها وغیره. میگن صدای آنمرحوم در روستاهای همجوار به وضوح شنیده می شد.
برچسب:
نویسنده: آناهیتا موسوی