درگزینیان

متن مرتبط با «باورهای عامیانه در انوری» در سایت درگزینیان نوشته شده است

نمونه های کلمات ترکی در فارسی

  • نیلوبلاگ

    قایق : واژه ای ترکی از ریشه قالماق ( ایستادن ) که به واسطه بر روی آب ایستادن وسیله ( قایق ) به آن قایق گفته می شود. دیوان لغات الترک ص . 513 هوش(Hoş): واژه ای پروتوترکی که در زبان سوُمری به معنی خطرناک شده است. فرهنگ تاریخی تطبیقی زبانهای اورال آلتاییک ص . 180 آتیش :آتیش یا آتش؛ واژه اصیل تورکی از مصدر آتماق و تغییر یافته واژه تورکی باستان آتیش Atış بمعنای جرقه جهنده از برخورد دو سنگ میباشد. آتش واژه ای ترکی به معنی انداختن و باتلفظ صحیح آتیش( Atış ) که به همان صورت وارد فارسی شده است و در میدا...

    ادامه مطلب
  • کلمات متشابه در ترکی

  • نیلوبلاگ

    آجو : درد آجو : تلخ ان : لاپ ان : عرض، پهنا ان : پیاده شو ایت : سگ ایت : گم شو اوو : شکار، صید، غنمیت اوو : ماساژ بده- بساب اوت : علف اوت : عبور کن، جلو بزن، سبقت بگیر ، بردن در بازی ها اوت: آتش اوچماق : پریدن اوچماق : فرور یختن اوچورتماق : پرانیدن اوچورتماق : خراب کردن ( خانه – دیوار و.. ) اوچوق : تب خال اوچوق : فروریخته اوجاق : اجاق ، وسیله خوراک پزی اوجاق : خانه آبا و اجدادی اوجاق : عبادتگاه و جای مقدسی که در آنجا نذر میکنند و هدایائی به آنجا می برند . اویماق:خوابیدن اویماق : شبیه شدن ، به .. آمدن اویماق : باور کردن اویناماق : بازی کردن اویناماق : رقصیدن اویناماق : از کوره به در رفتن اودماق : برنده شدن اودماق : قورت دادن اوزوم : انگور اوزوم : پاره ک...

    ادامه مطلب
  • درگزین در گذر تاریخ)قسمت ششم)

  • نیلوبلاگ

    ب : خاندان قومسانی : یاقوت در ذیل « قومسان » می نویسد :" یکی از قراء ناحیه ی اعلم (ناحیه ای بین همدان و زنجان ) است". از این روستاعلمایی برخا سته اند که ما آنها را به خاطر خویشاوندی که باهم داشته اند تحت عنوان خاندان قومسانی آورده ایم : 1-ابوعلی احمد بن محمد بن علی بن مردین قومسانی (م 387 ق)«مردی راستگو شیخ عرفا ودارای کرامات فراوان بود» وی با بزرگانی چون «شبلی معروف و ابراهیم بن شیبان مجالست و ملازمت داشته است» ذهبی وی را" شیخ الزهاد"وصف می کند وی در« قریه انبط ساکن شد و در همان جا از دنیا رفت قبر وی زیارتگاه مردم است"...

    ادامه مطلب
  • درگزین در گذر تاریخ)قسمت هفتم)

  • نیلوبلاگ

    ج: دیگر علما وعرفای درگزین: 1- قاسم بن احمد بن قاسم بن محمد بن اسحاق درگزینی ( نیمه ی دوم سده پنجم ه . ق ) شیرویه شهردار همدانی ( م 509 ق ) می گوید :»از او در کتابخانه اش حدیث شنیدم» 2-شیخ سلمانان عارف ( نیمه اول سده ی هفتم ه . ق )که در در گزین مدفون است. 3-تاج الدین در کجینی ( نیمه دوم سده ی هفتم ه . ق ) که از اصحاب شرف الملک باخرزی ( وزیر سلطان جلالدین خوارزمشاه ) بود....

    ادامه مطلب
  • معنی کلمه " خانم " در فولکلور ترکی

  • نیلوبلاگ

    قیز (دختر)، خانیم (در اصل تئنیث خان بمعنای زن بزرگ)، خاتین، خاتون ( بانوی بزرگ و زنان اکابر و زن شوهر دار و خطابه محترمانه به زن)، بگیم (خانم بزرگ) آرواد (زن شوهردار)، قادین و … واژههایی هستند که ترکان برای نامیدن جنس مؤنث به کار میبرند و هر یک در سن یا موقعیت اجتماعی مشخص کاربرد دارد. ...

    ادامه مطلب
  • کلمات متشابه در ترکی

  • نیلوبلاگ

    کلماتی هستند که در تلفظ و نوشتن یکی هستند اما معنی متفاوت دارند .اما باید توجهداشت که اکثر کلمات متشابهی که در اینجا آورده شده دارای مصدر متفاوت هستند و این نشان از غنای زبان ترکی دارد و این کلماتفقط در نوشتار به خط عربی چنینشکل ظاهری یکسانهستند و به یک شکل نوشته می شوند ولی تلفظ این کلمات باهم دیگر متفاوت است. اگر از خط لاتین استفادهشود چنین شباهتیی پیش نمی آمد.ما منکر خط عربی نیستم اما خط عربی برای نوشتن کلمات زبات ترکی گویا کم میاورد و بایستی برای این موارد در این خط چاره اندیشی کرد...!! اوزوم : انگور----اسم جامد است اوزوم : صورتم----مشتق -- اوز(صو...

    ادامه مطلب
  • بـاورهــا عامیانه در مورد حیوانات

  • نیلوبلاگ

    صـدای جغـد: مـــردم شنیـده شـدن صــدای جغـد را، نحس و شـوم میـداننــد و اعتقــاد دارنـد این صــدا، پیــام آور اتّفـاقـات نـاگــواری است . صـدای قـارقـار کـلاغ: وقتـی کـلاغی بر بـام کسی بنشیـند و قـارقـار کنــد، اهـل منــزل می گــوینـــد: آقـا کـلاغه خیـر خبـر بـاشی کـی داره میــاد؟ . . . و اعتقـاد دارنــد که مهمــان عــزیـزی بـرایشــان از راه خـواهــد رســید .اگــر در فصـل زمسـتان بـاشــد، قـارقـار کـلاغ را نشـان از بـارش بـرف در روزهـــای آینــده میـداننـــد . دیــدن خـرگــوش ]: دیـدن خـرگــوش [خصـوصـاً اگــر پیشـانـی سفیــد بـاشــد] در صــبح ...

    ادامه مطلب
  • شعر عامیانه

  • نیلوبلاگ

    آق داشلار یولَه دوشدو چَرقَدیم سُویا دوشدو اَگیلدیم گتیر ماقا، بیردسته ایلان چیخده، ایلانو وُردوم یِره ، یِر مَنه شراب ورده، شرابو وردیم خانا، خان اوزونو پیچاقلادو، مننه قیزین قوجاقلادوم...! ترجمه: سنگ های سفید به راه افتادند، وچارقد من به آب افتاد، خم شدم که بردارم، یک دسته مار بیرون آمد ، مارهارابه زمین زدم، زمین به من شراب داد، شراب را به خان دادم ، خان( شراب راخورد) خودرا کُشت، ومن دخترش را درآغوش کشیدم....

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    معنی کلمه سیکتیر | معنی کلمه لانتوری | معنی کلمه خیانت به انگلیسی | معنی کلمه | معنی کلمه خشن به انگلیسی | معنی کلمه keep calm | معنی کلمه عروس به انگلیسی | معنی کلمه کویین | معنی کلمه زندان به انگلیسی | کلمات مشابه ترکی و انگلیسی