
هر وقت و هر جا که به روستا می اندیشیدم؛تنها چیزی که به ذهنم می آمد یاد کوچه ها و منازل روستایی بود.این فکر مرا آرام می نمود.بدترین جا و پست ترین مکانش به قول قنبر دوست عزیزم، بهترین و بالاترین مکان بود.شاید این نوشته برای آنانی که هم اکنون در روستا ز...
ادامه مطلب
هر وقت و هر جا که به روستا می اندیشیدم؛تنها چیزی که به ذهنم می آمد یاد کوچه ها و منازل روستایی بود.این فکر مرا آرام می نمود.بدترین جا و پست ترین مکانش به قول قنبر دوست عزیزم، بهترین و بالاترین مکان بود.شاید این نوشته برای آنانی که هم اکنون در روستا زندگی می کنند جالب نباشد! ولی برای کسانی که از این...
ادامه مطلب
از جوانی قره نی یا همان میزقان را در مراسم تعزیه می زد. تکرار و تمرین و انگیزه و هدف الهی باعث مهارت و یاد گیری خودبخودی وی شده بود .وی برای هرنقش تعزیه ، خودش خود جوش آهنگ مخصوص آن را می زد. مثل آهنگ جنگ و آهنگ عزا و آهنگ نوحه خوانی .هر آهنگ با لحن صدای هر نوع خواننده ترک فارس وغیره خدا دادی بلد ب...
ادامه مطلب